Saturday, July 9, 2011

برای همه دوستانم

با سلام و احترام زیاد به هر کدام شما عزیزان بنده برای دو هفته آینده در کلفورنیا نخواهم بود سفری د ارم به فلوریدا
و از آنجا با کروس به جزائر بهامه کربیهن خواهم رفت از این رودر این دو هفته شما رادر آنجاه یاد خواهم کرد (Disney world)
سعادت برای همه میخواهم تا باز دید خدا حافظ

یک خبر آموزنده و دانستنی از كاظم جان کاظمی شاعر معاصر زبان فارسی

لطفاً به اطلاع عزيزانتان برسانيد. به مادر، پدر،

خواهر و برادراني که به اينترنت دسترسي ندارند بگوييد .... فراموش نکنيد ...
This Cell phone was plugged in!!!!

اين موبايل به برق وصل بود!!!


A few days ago, a person was recharging his mobile phone at home.

چند روز پيش شخصي در حال شارژ کردن موبايلش در کنار تختش بود.

Just at that time a call came in and he answered it with the

Instrument still connected to the outlet.

در همان حال کسي به موبايلش تماس گرفت. او در حاليکه موبايل به برق وصل بود به موبايل جواب داد.


After a few seconds electricity flowed into the cell phone unrestrained

and the young man was thrown to the ground with a heavy thud.

پس از چند ثانيه جريان برق به موبايل که به پريز برق وصل بود منتقل مي شود و اين جريان قوي به مرد جوان منتقل ميشود و او با شدت بسيار به زمين پرتاب مي شود.

His parents rushed to the room only to find him unconscious, with

a weak heartbeat and burnt fingers.

پدر و مادر او از صداي مهيبي که شنيده بودند با شتاب به اتاق او ميروند و او را بيهوش روي زمين با ضربان ضعيف قلب و انگشتان سوخته پيدا مي کنند.


He was rushed to the nearby hospital, but was pronounced dead on arrival.

او به سرعت به بيمارستان منتقل ميشود اما متاسفانه وقتي رسيده بود بيمارستان مرده بود.

Cell phones are a very useful modern invention.

However, we must be aware that it can also be an instrument of death.

Never use the cell phone while it is hooked to the electrical outlet!

موبايل يک اختراع بسيار مفيد مدرن است. اما ما بايد مراقب باشيم که ميتواند وسيله مرگ هم باشد اگر بي احتياطي کنيم.

هرگز از موبايل زماني که به برق يا کامپيوتر وصل است استفاده نکنيد. هرگز!!



FORWARD THIS TO THE PEOPLE THAT MATTER IN YOUR LIFE!!!!

فراموش نكنيد، حتماً اين ايميل را براي عزيزانتان بفرستيد و به آنهايي كه دسترسي به اينترنت ندارند شفاهاً اطلاع رساني كنيد

یادداشت مفید انتخاب از حامد جان فرهاد

سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون:

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است.

قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید.

جنس یکی از آن توپ ها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند.

پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد می شوند.

او در ادامه می گوید :

آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.

كار را بر هیچ یك از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه كاری برای كاسبی وجود دارد ولی دوستی كه از دست رفت دیگر بر نمی گردد، خانواده ای كه از هم پاشید دیگر جمع نمی شود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمی گردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.

Tuesday, July 5, 2011

When god save you then you are save

ولتن نيوز: وانتي كه در عكس مشاهده مي كنين در حال طي مسير از مسير سمت راست عكس به مسير سمت چپ بوده است و دچار حادثه اي استثنايي شده.






اين خودرو با برخورد به گاردهاي كنار جاده منحرف شده و به صورت معجزه آسايی از روی گذر آب پریده و با چرخش 180 درجه متوقف شده است.


اما


نكته حيرت آور اين عكس فقط اين پرش و چرخش فوق العاده نيست.
.
..
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
..
.
آنگاه كه خداوند با تو حرف مي زند:


اگر انسانهای بااستعداد به آرزوخود نرسند از ایشان انسان های عجیب ساخته میشود

هنگامیکه از یک نفر امتحان ورودی می گیریم یا برای پذیرفتن شخصی با وی مصاحبه می کنیم
شاید اگر بیشتر دقت بخرج بدهیم حتی بتوانیم تاریخ بشریت را نجات بدهیم .
درزیر تعدادی از نقاشی های فردی که در امتحان ورودی دانشگاه وین پذیرفته نشد
و راه دیگری برای زیستن برگزید آورده شده است لطفا خوب توجه کنید
















شخصی که این نقاشی ها را کشیده است، میخواسته در دانشگاه هنرهای زیبای وین تحصیل کند و یک نقاش معروف شود.
اگر او از طرف دانشگاه وین پذیرفته میشد، تاریخ جهان بسیار متفاوت میشد.


اسم این نقاش،
آدولف هیتلر است!‏
تقریبا 50 میلیون انسان در جنگ جهانی دوم تکه تکه شدند . . .

Sunday, June 26, 2011

یک مانکن نامدار فرانسوی که مسلمان شد و حال در افغانستان کمک میکند

مانکن دیروز، پرستار مهربان امروز
image

خبرگزاري بين المللي زنان : «فا بیان» دختر ۲۸ ساله فرانسوی است تا چندی قبل مدل لباس بسیار معروفی بود که شرکت‌های بزرگ با او قراردادهای کلانی می‌بستند. عکس او در مجله‌ها و شبکه‌های مختلف تلویزیونی به نمایش در می‌آمد ولی حالا در روستاهای دور دست افغانستان به درمان بیماران می‌پردازد

«فا بیان» دختر ۲۸ ساله فرانسوی است تا چندی قبل مدل لباس بسیار معروفی بود که شرکت‌های بزرگ با او قراردادهای کلانی می‌بستند. عکس او در مجله‌ها و شبکه‌های مختلف تلویزیونی به نمایش در می‌آمد ولی حالا در روستاهای دور دست افغانستان به درمان بیماران می‌پردازد و از زندگی خودش بسیار راضی و خوشحال است چرا که او حالا اسلام را پذیرفته و یک مسلمان است.

فابیان با اعتماد به نفس کاملی گفت: «اگر لطف و رحمت خداوند شامل من نمی‌شد، هیچ گاه نمی‌توانستم مسلمان شوم و تا آخر عمرم مانند یک حیوان زندگی می‌کردم. من در آن زندگی فقط به دنبال سیراب کردن هوس و شهوت‌های خود بودم و هیچ اصول و ارزشی برای خود نداشتم. از کودکی آرزو داشتم پرستار شوم، اکنون که مسلمان شده‌ام به آرزوی خود رسیده‌ام.»

بله او به آرزوهای خودش رسیده است و حالا راه هدایت را پیدا کرده است. او تا دیروز همه خواسته‌های دنیایی را داشت، ثروت و شهرت و ... اما حالا حقیقت را داشت، آرامش را داشت، اعتماد به نفس را داشته چیزی را داشت که قبلاً هیچ‌گاه نداشته، «ایمان».

او گفت: «در حال و هوای کودکی همواره خودم را در حالت کمک به کودکان بیمار تخیل می‌کردم اما وقتی بزرگ‌تر شدم، به دلیل زیبایی ظاهری که دارم ناخودآگاه به سمت دنیای مدل کشیده شدم و از شکل من استفاده ابزاری می‌شد، دقیقاً مانند یک وسیله مدت دار که بویی از انسانیت در آن نبود.»

این دختر تازه مسلمان شده، همچنین گفت: «تا اینکه برای شرکت در یکی از برنامه‌ها به بیروت پایتخت لبنان دعوت شدم. وقتی به آنجا سفر کردم، صحنه‌هایی دیدم که در همه عمرم مانند آن را ندیده بودم. در آنجا پیش از گذشته از خودم منفور شدم و کم کم به سمت متحول شدن حرکت کردم تا اینکه در نهایت به اسلام که انسانیت واقعی در آن وجود دارد، رسیدم. پس از مسلمان شدن در بیروت به پاکستان سفر کردم و از مرز این کشور به افغانستان رفتم و با کمک به کودکان و مجروحان یکی از آرزوهای دیرینه و کودکی خود را محقق ساختم.»

وقتی فا بیان مسلمان شد خیلی‌ها تلاش کردند او را از راهی که انتخاب کرده بود منصرف کنند. «فا بیان» در این باره گفت: «شرکت‌های مدل پس از اینکه از مسلمان شدن من با خبر شدند، سعی کردند مرا به راه قبلی باز گردانند از همین رو هدایای بسیار زیادی برایم فرستادند و پیشنهاد دستمزد سه برابری نسبت به قبل را به من دادند اما من که تازه راه اصلی را یافته بودم، هدایا را پس فرستاده و همه پیشنهادات آنان را رد کردم و اکنون احساس می‌کنم که در خوشبختی کامل به سر می‌برم."

خانواده او هم تلاش زیادی کردند جلوی کار او را بگیرند و اما فا بیان برای راهی که انتخاب کرده بود مصمم بود. حالا او زندگی‌اش را صرف کمک به دیگران می‌کند تا به ما هم یاد بدهد که مهم‌ترین داشته یک انسان ایمان اوست، به خاطر ایمان حتی می‌شود از ثروت و شهرت هم گذشت.

كدخبر :