Monday, May 16, 2011

مطلب جالب از حامد جان فرهاد

An Arab & a Jew

An Arab is going to have open-heart surgery. The doctor is preparing the blood transfusion.
Because the gentleman had a rare type of blood, it couldn't be found locally. So the call went out to a number of countries.
Finally, a Jew was located who had the same blood type and who was willing to donate his blood to the Arab.

After the surgery, the Arab sent the Jew a thank-you card for giving his blood along with an expensive diamond and a new Rolls Royce car as a token of his appreciation.
Unfortunately, the Arab had to go through a corrective surgery once again.. His doctors called the Jew who was more than happy to donate his blood again,believing he will receive more gifts from the Arab again.
After the second surgery, the Arab sent the Jew a Thank You card and a box of Almond Roca sweets.
The Jew was shocked to see that the Arab this time did not acknowledge the Jew's kind gesture in the same way as he had done the first time.
So he phoned the Arab and asked him why he had expressed his appreciation in not a very generous manner.
The Arab replied: "Ya Habibi !!, (Dear Friend) you have to remember, I have Jewish blood in my body now"


Important notice

هشدار وزارت بهداشت بریتانیا
در صورت شکستن لامپ‌های کم‌مصرف بلافاصله اتاق را حداقل برای مدت 15 دقیقه ترک کنید.لامپ‌های کم‌مصرف محتوی جیوه هستند که شدیدا سمی و خطرناک است و در صورتتنفس کردن آن می‌تواند موجب بروز میگرن، اختلال حواس، عدم تعادل و عوارض دیگر شود و در کسانی که آلرژی دارند می‌تواند موجب التهاب شدید پوستی شود.همچنین برای جمع کردن شکسته‌ها نباید از جاروی برقی استفاده کرد، زیرا آلودگی را در خود نگاه‌داشته و به اتاق‌های دیگر منتقل می‌کند. بهتر است خرده ریزه‌ها را با جاروی معمولی توی پاکتی ریخته و درش را بسته و هرچه زود تر از خانه خارج کرد.
اين متن را براي تمام كساني كه به آنها و سلامتیشان براي شما مهم است بفرستيد

Monday, May 9, 2011

یاد مادر

این شعر را همچو یک تحفه ناچیز برای مادران عزیز نوشته ام خدا کند قبول کنند

یاد مادر

چون ز ماه و در بگفتم مادرم آمد به یاد

آن نفس های نخستی همدمم آمد به یاد

چون ز درد این زمان در خود بپیچم همچو مار

درد سر سام آوری آ ن اول ام آمد به یاد

این نبود تنها غمش نه ماه رنجی دم به دم

لا لا گفتن های تا صبحی مادرم آمد به یاد

با گل و بوی بهاری چون به دیدم خویش را

آغوش پر لطف و مهر مادرم آمد به یاد

آن نفس های طراوت خیزاش از یادم نرفت

هر دم خوش چون زنم باز مادرم آمد به یاد

گر بپرسند عشق راستین عشق بی منت چه است

عشق راستین چون بپرسی مادرم آمد به یاد

رو جمیله تو غنیمت دان نگاه مادرات

که این نگاه عشق والاست روزنم آمد به یاد

Sunday, May 8, 2011

روز مادر مبارک

این روز فرخنده و پر مفهوم و مالامال از عشق و محبت را برای یکا یک از مادران عزیز تبریک میگویم و مو فقیت های فراوان را برای هر کدام شما عزیزان میخواهم دستهای تان را میبوسم و از خداوند برای تان سلامتی با توانائی بی شمار آرزو دارم

Tuesday, April 26, 2011

مادر گلان فرستنده نازنین جان







So what’s your excuse???
Mine is that I do not have pink panties like she has on.





Sunday, April 24, 2011

انتخاب از حامد جان فرحاد

کارمای نيک
این مطلب، نوشتهای کوتاه و در عین حال جذاب است که دالایی لاما برای سال 2008 تنظیم کرده است.
خواندن و اندیشیدن در این مطلب بیش
تر از یکی دو دقیقه وقت نمیگیرد. متن باید حداکثر ظرف 96 ساعت از دستان شما به دیگری برسد. در آن صورت، شما خبری بس خوش دریافت خواهید کرد. این قانون برای همگان صادق است؛ با هر دین و مذهب و طرز فکری؛ حتی اگر شما اصلاً خرافاتی
نباشید و به این حرف
ها دل ندهید.

1- به خاطر داشته باش که
عشق
های سترگ ودستاوردهای عظیم، به
خطر کردن
ها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.

2-
وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

3- این سه میم را از همواره دنبال کن:

* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیتپذیری در برابر کارهایی که کردهای

4- به خاطر داشته باش دست
نیافتن به آنچه می
جویی، گاه اقبالی بزرگ است.

5- اگر می
خواهی قواعد بازی
را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.

6-
به خاطر یک مشاجرهی کوچک،
ارتباطی بزرگ را از دست نده.

7- وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده
ای، گامهایی را پیاپی برای جبران
آن خطا بردار.

8- بخشی از هر روز خود را به
تنهایی گذران.

9- چشمان خود را نسبت به
تغییرات بگشا، اما ارزش
های خود را
به
سادگی در برابر آنها فرومگذار.

10- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.

11- شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیش
تر عمر کردی، با یادآوری
زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.

12- زیرساخت زندگی شما، وجود
جوی از محبت و عشق در محیط خانه و
خانواده است.

13- در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می
کنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.

14- دانش خود را با دیگران در
میان بگذار. این تنها راه جاودانگی
است.

15- با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.

16- سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفته
ای.

17- بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما
به هم سبقت گیرد.

18- وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست داده
ای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.

19- در عشق و آشپزی، جسورانه
دل را به دریا بزن.

اگر می
خواهی زندگیات عوض شود، این
نوشتار را به دست
کم 5 نفر برسان.

تا 4 نفر: زندگی
ات به مرور بهتر خواهد شد.

5 تا 9 نفر: زندگی
ات آنسان که وفق مراد توست، خواهد گشت.

10 تا 14 نفر: شما دست
کم سه خبر خوش نامنتظر در سه هفتهی آینده خواهید شنید.

15 نفر و بیش
تر: زندگی شما به نحوی چشمگیر و بیرون از انتظار
دگرگون خواهد شد و کارها همه آنسان که دوست میداری، خواهد شد.

این پیام را همین جوری رها نکنید.
این نوشتار را باید حداکثر تا 96 ساعت
از دستان شما خارج شود.
شما خبر خوش نامنتظری دریافت خواهید نمود

Wednesday, April 20, 2011

فکر انسان امروزی

روزي دو نفر در جنگل قدم مي زدند.
ناگهان شيري در مقابل آنها ظاهر شد..
يكي از آنها سريع كفش ورزشي اش را از كوله پشتي بيرون آورد و پوشيد.
ديگري گفت بي جهت آماده نشو هيچ انساني نمي تواند از شير سريعتر بدود.
مرد اول به دومي گفت : قرار نيست از شير سريعتر بدوم. كافيست از تو سريعتر بدوم...

و اینگونه شد که شاخه ای از مدیریت بنام مدیریت بحران شکل گرفت!