Sunday, January 2, 2011

شعر زیبا یک بچه سیاه که شعر سال دو هزارو پنج شد

این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده .
توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره
وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم
و تو، آدم سفید
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی
و وقتی می میری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

سال نو به همه شما عزیزا ن مبارک

امید وار هستم سال ۲۰۱۱ یکی از بهترین سالهای پر از عشق و محبت و دوستی برای همه خصوصآ هموطنان جنگ زده ما باشدو بهترین ها را خداوند بزرگ به همه لایق ببیند و مارا هم توفیق بدهد تا قدر آنرا بدانیم و شکری بجاه آوریم

غو غا میکنی باز

دلا بری چه غوغا میکنی باز
زنا سامانی سودا میکنی باز
که دنیاازاول آمد همین بود
چرادودات به بالا میکنی باز
توگرخوبی برو خودرا نگهدار
بری دیگرچه بدخوامیکنی باز
خدا هر بنده رااز او بپرسد
چرا تو آن تمنا میکنی باز
اگراز او نیامد کاری نیکی
چرااو را تو رسوا میکنی باز
توخیری کن ورو دردجله انداز
چرا امروز و فردا میکنی باز
جمیله عمرتوچندروز بیش نیست
توخیری کن چه غوغامیکنی باز